تبلیغات
بزرگترین وبلاگ دانلود روز دنیا با لینک مستقیم و غیر مستقیم - داستان ایلیدن Illidan Stormrage
بزرگترین وبلاگ دانلود روز دنیا با لینک مستقیم و غیر مستقیم
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

داستان ایلیدن Illidan Stormrage

داستان ایلیدن Illidan Stormrage


برای دیدن مطلب و خواندن آن روی ادامه مطلب کلیک کنید....

ایلیدن استورم ریج ، یکی از شخصیت های باحال تو وارکرافته. هیچ کس خبرنداره که پدر و مادر ایلیدن و برادر دوقلوش ، ملفوریون استورم ریج دقیقاکیه ، ولی حدس زده میشه که پدر و مادر برادران استورم ریج و والدینتیراندا ویسپرویند ، با هم آشنایی داشتن ، چون در دوران کودکی ، ایلیدن وملفوریون و تیراندا همیشه باهم بودن و بازی میکردن. در زمان نوجوانی ، اینسه دوست ، تصمیم گرفتند که دنبال سرنوشت خودشون برن ، و همه این فکر روداشتن که ایلیدن ، به خاطر چشم های طلایی ای که داره ، یه تقدیر بزرگی هممیرسه ،‌که از نظر من رسید.
تیراندا ،‌تصمیم گرفت که از الون ، خدایی که توسط اکثر الف های شب پرستش میشه پیروی کنه ، اما دو برادر تصمیم داشتند از سناریوس ، شخصیتی که مردم فقط به عنوان افسانه ای از اون ، حاک طبیعت یاد میکردند پیروی کنند ،اما تقدیر ایلیدن نبود که درویید بشه ، و در نتیجه ، از چشمه ی جاودانگی استفاده کرد ، که منبع قدرت و جاودانگی الف ها تا قبل از نابودی چشمه توسط روان اهریمن بود.
درحالی که ملفوریون مشغول یادگیری فنون دروییدی از استادش بود ، ایلیدنبا نجات دادن جون یکی از رهبر های والامقام الف ها ،‌محافظ شخصی لرد راونکرست شد،‌و تقریبا تو همان زمان بود که تهاجم لژیون به الف ها آشکار شد ،و الف ها در جنگ علیه لژیون شدند … در نبرد هایی که بین الف ها و لژیون صورت میگرفت ، دو برادر خیلی خوب حال لژیون ها رو میگرفتند ، تا این که ایلیدن به قدرت اردار ها ، جادوگران سیاه لژیون ژی برد ، و خواست که از قدرتشون ، علیه خودشون استفاده کنه،‌که راون کرست لجباز و یکدنده مخالفت کرد. ( راون کرست واقعا بیکله بود !مثلا اجازه نمیداد که در جنگ از دورف ها و تاورن ها و… کمک بگیرن)
ایلیدن ، که خیلی مشتاق به یادگیری جادوی سیه و رسیدن به قدرت بود ، به قصر ملکه رفت و گفت میخواد در خدمت ملکه و سارگراس ، لرد بزرگ لژیون باشه.وقتی سارگراس ، هوش بالا و قدرت و مهارت ایلیدن در جادو رو دید ، به شچشمان جادویی و خالکوبی هایی روی بدنش داد ،‌و همچنین توانای جادوی ایلیدن رو بالا برد ،‌وحالا ، این هدف ایلیدن بود : استفاده از جادوی سارگراس ،برای نابودی لژیون.
سرانجام ، بعد از حمله به پایتخت ، الف ها متوجه شدند که آخرین لحظات عمرشون داره سپری میشه و الانه که سارگراس پا به این دنیا بگذاره ، وملفوریون ، میخواست هرچه سریع تر این طلسم رو متوقف کنه ، اما این کاربدون حضور و کمک ایلیدن ممکن نبود ، در نتیجه ، ایلیدن به کمک برادرش اومد، و با هم ، چشمه رو متوقف و منفجر کردند . بعد از انفجار بزرگ ، ملکه وخدمت کارانش به ناگا تبدیل شدند ، که درنهایت ، در خدمت ایلیدن در اومدند …

هیجال و هدیه ایلیدن
از یک طرف دیگه ، الف ها داشتند برای خودشون جشن می گرفتند و ملفوریون رو تشویق میکردند ، که ایلیدن به بالای کوه هیجال رفت ،‌سه شیشه جادویی که حاوی آب چشمه ی جاودانگی بودند رو توی یه چشمه عادی خالی کرد ، و چشمه ی جدیدی بوجود آورد ، ولی جارود شدوسانگ مزاحمش شد و ایلیدن هم حالش روگرفت. بعد ملفوریون اومد و ایلیدن رو به مدت ۱۰۰۰۰ سال زیر کوه هیجال زندانی کرد ( دیدین ؟ اینعوض تشکرشون بود ! ) و ایسرا ، اژدهای سبز یکدونه درخت تو چشمه انداخت ، و دونه ، از آب جادویی چشمه تغذیه کرد ، ودر نهایت تبدیل به همون درخت جهان معروف شد ( همون که آرکیماند آخر سرترکوندش ).
آزادی ایلیدن از زندان مزخرف
بعد از ۱۰۰۰۰ سال ، زمانی که لژیون ها دومین حمله ی خودشون رو شروعکردن ، تیرانده بر خلاف میل ملفوریون حسود ، رفت و ایلیدن رو آزاد کرد ،که در آینده باعث شد کفر مایو ، خواهر جارود در بیاد. ایلیدن ، برای اینکه ثابت کنه در خدمت شیاطین نیست ، رفت و به پیشنهاد آرتاس ، جمجمه ی گولدن ، جادوگر بزرگ اورک ها رو پیدا کرد ، جادوش رو مکید و ازش استفاده کرد ، و به شکل لول ۶ خودش دراومد ، و رفت تا چهارمین فرمانده ی برترشیاطین رو نابود کنه ، تیچاندریوس تیره کننده .
بعد از نابودی تیچاندرویس ( همون تایکاندریوس ) ایلیدن پیش برادرش برگشت ، و برادرش باز به ایلیدن ضدحال زد و گفت :
آه … ای برادر ! این تو هستی ؟ تو روح خود را از دست دادی ! برو گمشو ! تو دیگه برادر من نیستی ! باهات قهرم !
ایلیدن هم خیلی باحال و نمیدونم چه جوری بگم ! همون باحال گفت :
چنین باد برادر … و رفت و از الف ها دور شد … فراخوانی ناگا از اعماق دریا
به خاطر خیانت ملکه و خدمت کاراش ، اون ها محکوم شده بودند که به عنوان ناگا ، در زیر آب زندانی باشند ، اما یه روز ایلیدن ، طلسم ناگا ها رو درابتدای بازی فروزن ترون شکست ، و ناگا ها از آب بیرون اومدند ، به دنیای خارج از آب سلام کردند و پیرو ایلیدن شدند.
هدف ایلیدن بعد از آزادی
Outland subjugation by Jong-Hyeon Lee (LJH)
بعد از نابودی آرکیماند ، جانشینش ، کیل جیدن به ایلیدن پیشنهاد داد که یه بار دیگه در خدمت لژیون باشه ، ( بیچاره لژیون ها ! هنوز هم نمیدونن که ایلیدن سر کارشون گذاشته ! ) و لیچ کینگ رو ، در نرثرند نابود کنه ، دراین صورت هر چی که بخواد بهش میده . ( از کجا معلوم ؟ شاید ایلیدن میخواسته ماشین آخرین مدل داشته باشه و یه خونه زندگی باحال تو پاریس ! از کجامیخواست بیاره ؟ )
این شد که ایلیدن به همراه ناگا ها ،‌عازم مقبره ی سارگراس شدند ، تابوسیله ی چشم سارگراس ، تاج و تخت یخ زده رو ذوب کنن. همه چیز داشت درستپیش میرفت که سر و کله مایو و برادر ایلیدن پیدا شد ، اون ها طلسم رونابود کردن و باعث شدن لیچ کینگ نجات پیدا کنه… از اون طرف ، تیرانداافتاده بود تو رودخونه ، و مایو به دروغ ، به ملفوریون گفته بود که آندد ها تونستن تیراندا رو بکشن. بعد از این که ملفوریون فهمید مایو دروغ گقته ، یدونه از اون لول ۱ هاش انداخت رو مایو ورفت تا تیراندا رو پیدا کنه و نجات بده … بعد ، ایلیدن که این رو فهمید ، به ملفوریون پیشنهاد داد که با ناگا هابرن تیراندا رو نجات بدن. ملفوریون اول فکر کرد که ایلیدن میخواد یهجورایی در بره ( جیم بزنه ) ولی ایلیدن گفت :
به من اعتماد کن برادر … میدانی که من به تیراندا آسیبی نمی رسانم … ملفوریون هم قبول کرد .
خلاصه ، ایلیدن تیراندا رو پیدا کرد و رفت پیش ملفوریون ، اون هم به عنوان پاداش ،‌ایلیدن رو بخشید و گذاشت که بره. بعد که ایلیدن رفت ، یهومایو اومد و داد و بیداد کرد و رفت دنبال ایلیدن . ( فکر کنم اینجا مانای ملفوریون تموم شده بود وگرنه یکی دیگه لول ۱ رو مایو مینداخت ! )
وقتی مایو از دروازه رد شد ، ملفوریون گفت :
امیدوارم مایو مشکلاتی بیش از ایلیدن برای ما بوجود نیاورد … بعد از این ماجرا ، ایلیدن رفت تو اوتلند ، به واش هم دستور داده بودکه الف های خون رو در خدمتش دربیاره ، و در نهایت هم الف های خون پیروایلیدن شدن ، اما این که چه طور داستانش مفصله !
خلاصه ،‌ایلیدن و واش و کیل تاس ( رهبر الف های خون ) راهی شدن تا حاکم اوتلند ، “مک فردن ” رو که یه پیت لرد بود رو نابود کنن. بعد از یه نبرد تن به تن باحال ایلیدن برنده شد و شد حاکم اوتلند ! حالا هم اورک های فل ،هم ناگا ها ،‌ هم الف های خون و هم آکاما و درنی های ساکن اونجا ، درخدمت ایلیدن بودند .
یه مدت بعد ، سر و کله ی کیل جیدن پیدا شد و به ایلیدن یاد آوری کرد که وظیفش نابود کردن لیچ کینگه .
نبرد نزدیک کوه یخی
این شد که ایلیدن به همراه ارتش خودش ( فقط الف ها و ناگا ها ) رو به نرثرند بره ، جایی که لیچ کینگ توش فرمانروایی میکرد. لیچ کینگ هم که متوجه شده بود ، به آرتاس گفته بود که برگرده به نرثرند و لیچ کینگ رونجات بده . خلاصه ،‌نیرو های دو ارتش به کوه یخی رسیدن و در گیر شدن ، وآرتاس خواست که وارد کو یخی بشه ، که یه دفعه ایلیدن اومد جلوش . بعد باهم دعوا کردن ،‌ اینم توصیف دعوا :
۱-اول آرتاس با فروست مورن حمله کرد
۲- بعد ایلیدن با توین نمیدونم چیش دفاع کرد.
۳- ایلیدن آرتاس رو هل داد و آرتاس یه جورایی افتاد زمین.
۴- ایلیدن پرید رو هوا ، که یهو آرتاس با نامردی ( ایلیدن نمیدید وحواسش نبود ) بوسیله ی فروست مورن از شونه ی چپ ایلیدن تا قسمت جنوب شرقی شکمش رو پاره کرد و ایلیدن زخمی افتاد رو زیمن.
نکته ۱ : ایلیدن کور بود ( اگه قرار بود نبرد عادلانه باشه باید آرتاسهم چشماشو میبست ، یعنی یه چیزی تو مایه های نبرد رکسار با کورگال – رهبراوگر ها )
نکته ۲ : فروست مورن خیلی قوی تر از توین چی چی ایلیدن بود.
نکته ۳ : ایلیدن معروف بود به استاد جادوگری ،‌ولی از هیچ کدوم از لول هاش استفاده نکرد ! مثلا اگه استفاده می کرد این طوری میشد :
۱- اول ایلیدن مانای آرتاس رو میکشید ، و آرتاس نمیتونست جادو کنه.
۲- آرتاس نمی تونست هیچ لولی بزنه ، چون ماناش کم شده بود ،‌ولی حالاگیریم که آرتاس مانا داشت . آرتاس لول ۱ میزنه و جون ایلیدن کم میشه ، وایلیدن بیحال میشه.
۳- آرتاس با فروست مورن حمله می کنه ،‌و ایلیدن با لول ۳ جا خالی میده.
۴- ایلیدن لول ۲ میزنه و آرتاس آتیش میگیره ! ( اسکورج ها عاشق یخ هستن و از آتیش بدشون میاد ! )
*** خوب تا این جا آرتاس لوله شد ، ولی بازم گیریم که لوله نشده باشه ***
۵- آرتاس نمیتونه لول ۶ بزنه ،‌چون دور و برش جسد نیست. پس :
۶- ایلیدن لول ۶ میزنه ، سیاه میشه و رو آرتاس دو – سه بار تف میکنه ! بعد آرتاس می میره !
نکته ۴ : اصلا ممنکن نبود که اسکورج ها ۴ ستون رو فعال کنن ! چون ارتش ناگا و الف ها ، خیلی بیشتر از اسکورج ها بودن و همچنین تاور های زیادی هم داشتن ! بعضی ها در جواب این سوال میگن که آرتاس و اسکورج ها انگیزه داشتن چون اگه لیچ کینگ نابود میشد ، خودشون هم نابود میشدن ، ولی من میگم کیلتاس هم خیلی انگیزه داشت ! مردمش به خاطر آرتاس نابود شده بودن ! حالا هم الف ها میخواستن انتقام بگیرن !
حالا خودتون بگین ! بلیزارد تو این قسمت رشوه نگرفته بود ؟
بعد از شکست خوردن ایلیدن
بعد از این که ایلیدن شکست خورد ،‌ کیل تاس و واش اونو به اوتلندبرمیگردونن و ایلیدن از اون به بعد ، از دست این یارو ناک و کریستی گولدنو کرس متزن و جف گروب ، دیوانه شد ! ( واقعا راست میگم ) و تو ذهنش ،همیشه خودش رو پیروز میدونست. ( حق داشت بنده خدا ! )
راستی ! ببینم کسی بپرسه ایلیدن مگه نمرده من میدونم و اون !‌ایلیدن نمرده ! فقط زخمی شده بود !

البته داستان تو نسخه ی جهاد سوزان ، ادامه پیدا میکنه

prDocted by :spiderdownload.mihanblog.com



نوشته شده توسط :Sahand
شنبه 10 دی 1390-02:13 ب.ظ
نظرات() 

Gwendolyn
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:02 ب.ظ
Asking questions are in fact good thing if you are not
understanding anything completely, however this article gives nice understanding yet.
foot pain gout
سه شنبه 6 تیر 1396 01:54 ق.ظ
Glad to be one of several visitors on this
awe inspiring site :D.
std screening
دوشنبه 5 تیر 1396 03:48 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل آیا نه نشستن
بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما در واقع
موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه در
حالی که. من این مشکل خود را با جهش
در منطق و یک خواهد را سادگی
به کمک پر همه کسانی شکاف. که شما
که می توانید انجام من خواهد قطعا تا پایان در گم.
cynicalcompleme52.exteen.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 09:00 ب.ظ
We stumbled over here from a different web address and thought I may as
well check things out. I like what I see so now i am following you.
Look forward to checking out your web page for a second time.
Tangela
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 08:56 ب.ظ
It's actually a great and useful piece of information.
I'm glad that you simply shared this useful info with us.
Please keep us up to date like this. Thanks for
sharing.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 10:25 ق.ظ
Everything is very open with a precise clarification of the
issues. It was really informative. Your site is extremely helpful.
Many thanks for sharing!
babak
شنبه 10 دی 1390 02:46 ب.ظ
salam merc daada kheily khoob bood ty :X
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر